موضوعات سایت
spa
spa 1- حضرت آیت‌الله المعظم حاج میرزا عبدالرسول احقاقی(ره)
spa 10- حضرت آیت الله میرزا محمد تقی حجه الاسلام (نیر)
spa 11- حضرت آیت الله میرزا محمد حسین حجه الاسلام
spa 12- حضرت آیت الله میرزا اسماعیل حجه الاسلام
spa 13- حضرت آیت الله میرزا ابوالقاسم حجه الاسلام
spa 14- حضرت آیت الله میرزا علی ثقه الاسلام (شهید)
spa 15- حضرت آیت الله میرزا فتح الله ثقه الاسلام
spa 16- حضرت آیت الله حاج میرزا عبدالله ثقه الاسلام
spa 17- حضرت آیت الله میرزا حسن گوهر
spa 18- ادعیه (دعاها)
spa 19- نماز شب
spa 2- حضرت آیت الله المعظم میرزا حسن احقاقی (ره)
spa 3- حضرت آیت الله المعظم میرزا علی حایری احقاقی(ره)
spa 4- حضرت آیت الله المعظم میرزا موسی حایری احقاقی(ره)
spa 5- حضرت آیت الله المعظم آخوند میرزا محمد باقر حایری اسکویی(ره)
spa 6- حضرت آیت الله المعظم آخوند میرزا محمد سلیم حایری اسکویی(ره)
spa 7- حضرت آیت الله المعظم میرزا آقا حایری احقاقی (ره)
spa 8- حکیم الهی میرزا عبدالله احقاقی
spa 9- حضرت آیت الله میرزا محمد حجه الاسلام تبریزی(ممقانی)
spa جوابیه
spa حضرت آیت الله فقیه سبزواری ( یکی از اساتید امام مصلح)
spa زیارت نامه ها
spa گالزی عکس
 
Print
قال الله تبارك و تعالي
انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين
يقيمون الصلوه و يؤتون الزكوه وهم راكعون

نداي شيعيان

شامل فتاوي حضرات حجج الاسلام و آيات عظام
در استجباب و رجحان شهادت ثالثه
در اذان و اقامه و غير هما


تأليف و جمع آوري
حاج ميرزا عبد الرسول احقاقي اسگوئي


حق طبع محفوظ و مخصوص است

قال مولانا الصادق (ع)
اذا قال احدكم لا اله الا الله محمد رسول الله
فليقل علي امير المؤمنين
هرگاه يكي از شما بگويد :‌لا اله الا الله ،‌محمد رسول الله
بايد بگويد : علي امير المؤ‌منين


ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربكم فآمنا ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار
( سورة‌ آل عمران )
پروردگارا شنيديم منادي به ايمان دعوت مي‎كرد ( ومي‎گفت كه ) به پروردگارتان ايمان بياوريد ،‌پروردگارا ما ايمان آورديم ،‌پس گناهان ما را ببخش ،‌و بديهاي ما را به فضل خود بپوشان ،‌وما را با نيكوكاران بميران


الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه
اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام


پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمود :‌
علي مع الحق و الحق مع علي يدور معه حيثما دار
علي با حق است و حق با علي است هر جا بگردد با او مي‎گردد


و قل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن و من شاء‌ فليكفر انا اعتدنا للظالمين ناراً احاط بهم سرادقها و ان يستغيثوا بماء كالمهل يشوي الوجوه بئس الشراب و ساءت مرتفقا .ان الذين آمنو و عملو الصالحات انا لا نضيع اجر من احسن عملا
( سورة كهف )


بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل علي اميرالمؤمنين و وصي رسول رب‎‎العالمين عبدك و وليك واخي رسولك و حجتك علي خلقك و آيتك الكبري و النباء العظيم

تقديم به شيعيان حضرت مولاي متقيان امير المؤمنين عليه الصلوه و السلام

اثر طبع خطيب شهير السيد عبد اللطيف دام بقائه
انني مولاي لاصحاب الكسا
و انا ابرء ، من اعدائهم
لعنه الله علي مبغضهم
بولا اهل الكسا يوم الجزا
يقبل الله بهم اعمالنا
نحن لا نترك ذكري حيدر
ان يكن ذكر علي بدعه
فعلي الاسلام و الدين العفا
و انا خادمهم طول الحياه
منكري الفضل لهم والمعجزات
في زوال و عشيّ و غداه
نرتجي من خالق الكون النجاه
من صلاه وصيام و زكاه
انها افضل كل الذكريات
ابدعوها في اذان الصلوات
لا اذانا بعد هذا … لا صلاه

من دوست آل عبا ،‌و خدمتگزارشان در طول زندگي هستم از دشمنانشان بيزارم از آنانكه فضايل و معجزات ايشان را انكار مي‎كنند نفرين خدا هر صبحگاه و ظهر و شب هنگام بر دشمنان ايشان باد ما اميدواريم خالق هستي در روز جزاء به خاطر محبت آل عبا نجاتمان دهد . خداي تعالي به سبب آن بزرگواران اعمال ما را نماز و روزه و زكات ما را مي‎پذيرد . ما ياد حضرت حيدر كرار را ترك نمي‎كنيم كه بهترين ذكرها است . اگر ياد علي بدعت باشد كه در اذانها آورده‎اند پس اسلام و دين را بعد از اين نه اذاني باشد و نه نمازي .

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

الحمدلله خالق الخلق و صاحب العز و الكرامه.و صلي الله علي محمد الذي بعثه للرساله و اقامه في سائر العوالم في الاداء مقامه . و الصلوه و السلام علي علي امير المؤمنين الذي خصه بالولايه و الخلافه و الامامه . و جعل الشهاده بولايته رمزاً للايمان و روحا للاركان و زينه للاذان و الاقامه . و علي آلهما و اولادهما الطيبين الطاهرين اولياء الحق و شفعاء يوم القيامه و لعنه الله علي اعدائهم و منكريهم اصحاب الشمال و اخوان الحسره و الندامه .
كلمة (اشهد ان علياً ولي الله ) در واقع و حقيقت امر از اصول دين اسلام است كه به علت انكار طوايفي از مسلمانان اكنون فقط از اصول مذهب تشيع بشمار مي‎رود .
واقعة غدير خم و آية‌ شريفة ( انما وليكم الله ) وآيات و احاديث و روايات بيشمار ديگر براي كسي مجال انكار باقي نگذاشته است . اين كلمة شريفه در نزد شيعيان و خاصه طايفة جعفريان از اركان ايمان ،‌و از مسلماتي است كه براي اثبات آن به اقامة‌دليل و برهان نياز نيست .
ظالمان بني اميه و فراعنة بني العباس در دورة‌ حكومت سرتاسر جنايت و خدعه و تزوير خويش ،‌ از ترس تزلزل مقام خلافت پوشالي
خود بر اين كلمه‎ي مباركه ، پرده‎هاي ضخيم كشيدند و مدتي طولاني آنر از مسلمانان مخفي و مستور داشتند ،‌ و جز عده‎ي معدودي كسي را با اين كلمه‎ي ‌طيبه آشنائي نبود .
تا اينكه به حكم ( الحق يعلو و لا يعلي عليه ) و به نص آيه‎ي‌ شريفه‎ي‌ (والله متم نوره و لو كره الكافرون)‌ اين آفتاب حقيقت كم‎كم از زير ابرهاي متراكم مجاز بيرون آمد ،‌ و اين ستاره‎ي درخشان يكمرتبه از افق ايران و از مساجد و محافل ايرانيان طلوع نمود ،‌ و بالاخره در اواسط دولت عباسيان وجود نازنين ولايت بخود تكاني داد ، وكابوس سنگين غاصبانه را بدور افكند ،‌و ميان ملت مسلمان قامت رشيد و رعناي خود را نمايان نمود.
از زمان سرمذهب و پيشواي مقدس جعفريان ،‌ يعني حضرت امام جعفر صادق  ميان خواص شيعيان ، اين كلمه مباركه در اذان و اقامه با شهادتين تؤام بود ،‌ و مخفيانه در صورت تقيّه دست به دست و دهان به دهان مي‎آمد ،‌ تا اينكه در عصر پادشاهان ديلمي ،‌ و مخصوصاً در زمان شهرياران صفوي روشن و آشكار شد ،‌ و بر سر مأذنه‎ها و بامها علناً اعلام گرديد ،‌ و در زمان سلطنت عبدالحميد عثماني به همت والاي مرحوم ناصرالدين شاه قاجار بر سر مناره‎هاي مشاهد مقدسه‎ي عراق معرب هم آفتابي گشت ،‌ و كلمه‎ي « اشهد ان امير المؤمنين علياً وليّ الله » زينت بخش اذان و اقامه گرديد .
البته تمام اينها بر طبق فتواي حضرت صادق آل محمد عليه السلام و اصرار علما و مراجع شيعه و فقهاي اثنا عشريه انجام مي‎‎گرفت ،‌ و اين كلمة‌ طيبه نه به قصد ورود و جزئيت بلكه به نيت رجحان و استجاب در رديف شهادتين قرار داده شد . والحمدلله رب العالمين
آثار فعاليت و جانفشانيهاي جعفريان ظاهر و آشكار گرديد و در حال حاضر هر شبانه روز چندين مرتبه ،‌صداي ملكوتي « اشهد ان اميرالمؤ منين علياً ولي الله » مسامع عموم بشر را به اهتزاز مي‎آورد و اين كلمة‌ طيبه هر از چند ساعت در فضاي كره‎ي زمين طنين انداز مي‎گردد و حتي برادران اهل تسنن نيز بشنيدن اين شهادت عادت نموده‎اند . اما عجب اينجا است كه تازگي برخي از آقايان مخصوصاً در بعضي از زواياي … از گفتن كلمه‎ي مقدسه‎ي ولايت در اقامه و بعضاً اذان احتياط مي‎كنند ،‌ و اين عمل منفي در واقع احتياط نيست ،‌بلكه وسوسه و كسالت روحي است .
در ميان عموم شيعيان عرب ،‌اعم از عراق و شام و بنادر و جزاير خليج فارس و قاطبة عراق عجم و خراسان و گمان مي‎كنم عموم شيعيان فراوان هند و پاكستان و اندونزي نيز اين كلمه‎ي ‌طيّبه را از اذان و اقامه اسقاط نمي‎نمايند ، و در واقع اين تقديس بي‎نمك و احتياط تلخ و شور فقط در عده‎ي معدودي مشاهده مي‎شود و يك مشت عوام بيچاره هم متالعت آنان را مي‎كنند و تقصيري ندارند . برخي از اين افراد كه به دروغ در ميان شيعيان اظهار تشيع مي‎كنند مي‎گويند:كه مقصود و مرام ما از حذف كلمة « علي ولي الله» اينستكه برادران اهل سنت را جلب كنيم و با ايشان اتفاق و برادري نمائيم و در اين عصر همه يكدل و يكزبان باشيم …
عرض مي‎كنم :‌واي بر آنان … مليونها خون نا حق ريخته شده ،‌و مليونها شيعه‎ي ‌مظلوم در اعماق زندانها گرسنه و تشنه غريبانه جان داده‎اند ، و هزاران هزار زنان و اطفال جعفري در بلاد اسلامي يتيم و آواره مانده‎اند تا بالاخره ،‌به مرام مقدس خود رسيده‎اند ،‌و پس از آنهمه جانفشانيها اين نام مبارك زيب و زينت مأذنه‎ها و مناره‎ها گرديده است . و حتي در بندر كويت ( آل صباح ) كه حكومت و قضاوت و تجارت و همه چيز در يد اقتدار اهل تسنن است ،‌و شيعيان نسبت به ايشان ضعيف و محكوم هستند به امر حضرت مستطاب آيه الله العظمي مولانا الحاج ميرزا علي آقا احقاقي حائري مد ظله العالي در دو مسجد معظم جعفريان دو مناره و مأذنه‎ي‌ مرتفع بنام علويه و حيدريه ساخته شده ،‌ و با بلندگوهاي قوي صداي « اشهد ان امير المؤمنين علياً وليّ الله » ،‌ در اوقات سه گانه‎ي ‌صبح و ظهر و مغرب فضاي كويت را به لرزه در مي‎آورد و تاكنون از برادران اهل تسنن مخالفتي شنيده نشده و برعليه اين نام مبارك از نزاكت خارج نشده‎اند با اينهمه تفصيل تازه اين مرد فرومايه در قلب استقلال تشيع مي‎گويد :‌كه محض اتفاق اسلام ما اين اسم را ساقط مي‎كنيم .
محو و نابود باد اتفاقيكه با اسقاط حق و مخفي ساختن نام علي انجام خواهد گرفت . نام وجود مقدسيكه شناختن او بر هر فرد واجب و لازم و معرفت او در رديف معرفت خدا و رسول است و بدون شناسائي او شريعت اسلام ناقص و اعمال مسلمانان باطل مي‎باشد .
ماداميكه بر جان و مال و ناموس خطري متوجه نيست و قانون تقيه اقتضا نمي‎كند اهل حق را واجب است با تمام قواي خود در اظهار حق و نشر حق بكوشند و جاهلان مخالفين را از خواب غفلت بيدار نمايند . يك فرد جعفري كه در اين عصر آزاد و محيط مساعد حق را مخفي مي‎دارد و از اظهار فريضه‎ي اسلامي و بزرگترين امتياز تشيع خود داري مي‎كند پس كي به امر به معروف عمل خواهد كرد؟ …نام مبارك علي و شهادت بر ولايت در اذان و اقامه و غيرهما نزد فقهاي شيعه اگرچه ظاهراً راحج و مستحب است ،‌اما در واقع نزد امام جعفريان و در رأي ايشان روح واجبات به شمار مي‎رود. كسيكه از گفتن اين كلمه‎ي طيبه مضايقه مي‎كند بايد در ذات و حقيقت وي علتي باشد ،‌آري هر شيعه نمائي به مقام ولايت كليه‎ي الهيه سرفرود نياورد .
نطفه‎ي پاك ببايد كه شود قابل فيض
ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ و مرجان نشود
« و انها لكبيره الا علي الخاشعين »
بلكه هر نمازگزار هرچند عجله هم داشته باشد و مي‎خواهد نماز را به اختصار بگزارد به جاي حذف ( علي ولي الله ) مستحبات ديگر را حذف كند ،‌ زيرا كه اين مستحب به ساير مستحبات قياس نمي‎شود .
شيعة‌ اثنا عشري « اشهد ان علياً وليّ الله » را بعد از كلمه‎‎ي ‌شهادتين بدون دغدغه و وسوسه بايد تلفظ كند ،‌ و به تسويلات ارباب مرض و افراد ضعيف الايمان اعتنا ننمايد . تراكم كارها و تفويت وقت و عجله در اداي نماز ونيت اتحاد اسلام در برابر قاضي ايمان و تشيع عذر موجهي نيست .
مكر و حيله برخي از مخالفين ولايت تدريجاً‌ كار خود را مي‎ساخت ،‌و در برخي از ولايات عالم اسلام مرام شوم و عقيده‎ي فاسد آنان عملي مي‎شد ،‌ يعني نام مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام را بعضي از غافلان مذهب جعفري از اذان و اقامه ساقط مي‎نمودند ،‌وزحمات مجاهدين پاك و غيرتمند شيعه را عقيم و بلكه مقصود حضرت حق و عمل رسالت را ضايع مي‎ساختند « و ان لم تفعل فما بلغت رسالته » ، كه لطف الهي شامل حال حقيقت شد و در مركز روحانيان جعفري يعني عراق عرب بي‎‎‎ادبي احمقانه حرمت ( علياً ولي الله ) را در اذان و اقامه ولو به قصد استحباب و رجحان باشد اعلان نمود ، و جنبشي عظيم در جامعه‎ي تشيع ايجاد كرد كه آن انقلاب به نفع حق و ظهور حقايق تمام شد .
مخفي نماند محض ايجاد اختلاف و دوئيت در جامعه‎ي جعفريان و ميان علماي اماميه و فقهاي اثنا عشريه پول ماوراء بحار هر ساله و هرماهه در جريان بود ،‌و به وسائل مختلفه سراً‌ و علناً‌ به برخي از عناصر ناپاك مي‎رسد و كم‎كم ميان توده‎ي شيعيان زمزمه نفاق و تخريب به وجود مي‎آمد ،‌كه ريال وهابيان نيز بر آن اضافه شد و زمينه را براي انقلاب مذهبي حاضر ساخت (1) ليدر حزب فساد كه از جانب بيگانگان فقط براي افساد تربيت شده است به حساسبرين نقطه اثنا عشريان دست درازي كرد ،‌و خواست با شهسوار اسلام نيز مبارزه نمايد ،‌اما بيدرنگ و بدون مهلت از آن ناحيه‎ي مقدسه ضربتي جانانه بر پيكر نامردانه‎اش وارد آمد كه ،‌مانند گوي بر زمين ذلت در غلطيد ،‌و مورد تمسخر و استهزاي جهان اسلامي واقع شد .
يعني حضرات مراجع تقليد شيعيان اعم از ايران و عراق بر آن عنصر نفاق حمله نمودند ، وبرخي از ايشانهم نوشتند كه شهادت بر ولايت حتي در نماز و تشهد هم خالي از رجحان نيست ،‌و كتابها و رساله‎ها تاليف فرمودند و اين شيعه نماي وهابي را رسواي خاص و عام كردند ،‌و كانخ آمال و آرزوهاي شهواني او را كه بر پايه‎ي دنيا پرستي و عداوت با اهليت عصمت بنا شده بود ويران و منهدم ساختند آري …
« با آل علي هركه در افتاد بر افتاد » چراغي را كه ايزد برفروزد هرآنكس پف كند ريشش بسوزد
مقصود اين احقر از نشر اين رساله ،‌فقط ارائه فتاوي حضرات فقهاي معظم و مراجع تزرگوار است ،‌تا اينكه ضعفاي شيعه گول شيعه نماها را نخورند ،‌و از اين ثواب عظيم محروم نمانند ،‌و تاج تشيع و نشان موالات بر سر و دوش آنان هميشه رخشان و تبان باشد ،‌و خورشيد ايمان در مساجد و مأذنه‎هاي ايشان همواره روشن و آشكارا خود نمائي كند .
بدعت چيست
برخي ازبينوايان شهادت بر ولايت را به ‎عنوان بدعت از اذان و اقامه ساقط مي‎كنند . حالا راستي احتياط مي‎نمايند و يا به علت عداوت جبلي و ظلمت حقيقت و ذاتشان بدعت را بهانه نموده سبب حذف اين كلمه‎ي طيبه مي‎شوند كاري نداريم . به هر حال خوبست معني اين كلمه را چنانكه هست به شيعيان علي  گوشزد نمائيم . بطور كلي در اصطلاح شرع اسلام احداث آنچه كه در عصر حضرت رسول اكرم (ص) نبوده بدعت است .
بعد از حضرت رسول اكرم (ص) در كافه‎ي انواع زندگي بشر چيزهاي تازه‎‎اي احداث و ايجاد گشته كه بنابر اصطلاح فوق همه‎ي آنها را ميتوان بدعت نام نهاد . مثلاً در خوردنيها و آشاميدنيها به اندازه‎اي تغيير و تبديل راه يافته و اطعمه و اشربه به وجود آمده كه شمارش آنها به حصر نمي‎گنجد . قهوه و چاي و سيگار نمونه‎اي از آن بدعتها است . در لباسهاي ما كه در هر قرن و به خصوص در اين عصر ،‌هر هفته مد تازه‎‎اي از كفش و كلاه و و انواع پوششها ايجاد مي‎گردد . نوع جنگ و جدال و مجهز شدن در برابر دشمنان ،‌به كلي تغيير يافته و اسلحه‎ي جديد بيشماري ابتكار شده است ،‌از توپ و تفنگ و تانك و زره پوش و اسلحه‎ي زميني و دريائي و هوائي و اتم وئيدروژن و غيره … وسائل مسافرت و حمل و نقل نيز عوض شده و بجاي الاغ و قاطر و اسب و شتر ،‌اكنون اتومبيلهاي شخصي و عمومي و قطارهاي سريع السير ،‌وكشتيهاي كوه پيكر و هواپيماهاي شگفت‎آور و صدها وسائل مختلف و حيرت انگيز ديگر ،‌صحراها و درياها و آسمان را پر و مملو ساخته است . در طريقه‎ي مداوا و مبارزه‎ي با امراض حاده و مزمنه به جاي عقاقير و حشايش جوهريات و انواع آمپولها و تزريقات و تطعيمات و اعمال جراحي و اسباب بيهوشي و تخدير و داروهاي شيميائي و معالجات برقي و اتمي كه در واقع اوضاع پزشكي را به كلي تغيير داده ،‌و تشكيلاتي مستقل به وجود آورده است ،‌علاوه بر آنها صنايع محير العقول ديگري مانند تلگراف و تلفن و بي‎سيم و راديو و ميكروفون و برق و تلويزيون و غيره كه هر فرد عاقل و توانا با عمري دراز از حساب و شمارش آنها اظهار عجز خواهد نمود .
اكنون گفتن و شنيدن و خوردن و آشاميدن و خواندن و نوشتن و پوشيدن و راه رفتن و سافرت و مداوا و مبارزه و خريد و فروش ما بطور كلي همه‎اش ،‌بعد از زمان حضرت پيغمبر  حادث گشته و به همان اصطلاح همه‎اش بدعت است ،‌و اگر هر بدعتي را حرام بدانيم بايد تمام حركات و سكنات و كليه‎ي مقامات زندگي ما حرام بدانيم بايد تمام حركات و سكنات و كليه‎ي مقامات زندگي ما حرام و موجب كفر،‌مستوجب عذاب وجهنم باشد ولي… «نه هر احداثي بدعت و نه هر بدعتي موجب كفر و زندقه است » .
بلكه ابتكارات و صنايع ،‌و بطور كلي هر احداثي را كه پس از حضرت رسول اكرم (ص)‌ به‌ وجود آمده است ،‌بر قواعد و اصطلاحات شرعيه عرضه مي‎داريم و واجب و حرام و مستحب و مكروه و مباح آنها را طبق همان قواعد استنباط مي‎نمائيم (1) پس بدعت مصطلح كه به معني كفر و مستوجب عقاب باشد ،‌آن بدعتي را گويند كه ،‌بر خلاف مقررات شريعت مقدس اسلام بوده باشد ، ‌والا پاره‎اي از بدعتها هستند كه موجب ثواب دنيا و آخرت و وسيله‎ي سعادت دارين مي‎باشند . و شايد بر طبق احكام خمسه بدعت نيز بر پنج نوع تقسيم گردد . واجب . حرام . مستحب . مكروه . مباح.
علامه عليه الرحمه مي‎فرمايد « بدعت در شرع آنچيزيستكه در عهد رسول خدا نبوده و آن منقسم است بر واجب و حرام و مستحب و مكروه و مباح و راهش آنستكه آنرا بر قواعد شرعيه عرضه نمائي هرگاه داخل قواعد ايجاب گردد واجب است و هكذا … »
صاحب مجمع البحرين در ماده‎ي ـ بدع ـ مي‎نويسد :‌« بعضي از شارحين حديث فرموده‎اند :‌بدعت بر دو نوع است . بدعت هدي و بدعت ضلال ،‌و آن اموريكه برخلاف اوامر الهي و سنت حضرت پيغمبر (ص) احداث شده‎اند موجب ذم و انكار هستند ،‌وآن اموريكه بر طبق قوانين خدائي و نص حضرت رسول اكرم  احداث شده‎اند قابل مدح مي‎باشند … تا اينكه مي‎گويد :‌ و حضرت رسول خدا در اينباره مي‎فرمايد :‌ هركس سنت خوبي پديد آورد اجر آن سنت و اجر عمل كنندگان به آن تا روز قيامت براي او است . من سن سنه حسنه فله اجرها و اجر من عمل بها الي يوم القيامه « الخ » حالا بيائيم و شهادت به ولايت را در اذان و اقامه ملاحظه كنيم كه از كدام بدعتها است . بدعت هدي است يا بدعت ضلال ؟ …
ولي قبلا بايد بدانيم كه ذكر شهادت ثالثه و گفتن ( اشهد ان عليا ولي الله )‌ في نفسه بدعت نيست ،‌ بلكه در كتاب و سنت وارد است و به فرموده‎ي حضرت ذوالجلال در قرآن كريم عين حق و حقيقت ،‌ و در واقع از شهادت بر توحيد و نبوت جدا نيست ( انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا … )‌ هركس اين آيه‎ي شريفه را انكار نمايد و ولايت علي امير المؤمنين (ع) را از توحيد و نبوت مجزا كند ،‌در اسلام و ايمان او شك و شبه بايد كرد . حديث ( من كنت مولاه فهذا علي مولاه ) ‌در غدير خم و احاديث فراوان ديگر در ساير اماكن شاهد و دليل و مفسر اين معني مي‎باشد .
اكنون كه معلوم شد اقرار بر ولايت علي عليه السلام بدعت نيست ،‌بلكه از ضروريات اسلام و واجبات مسلمين است ،‌و به فرموده‎ي كتاب و سنت در رديف توحيد و نبوت قرار گرفته است . ببينيم آيا گفتن ( علي ولي الله )‌در اذان و اقامه به نيت استحباب و رجحان ،‌و نه به قصد جزئيت و ورود ،‌چه صورتي دارد ؟ البته ما اقرار و اعتراف مي‎نمائيم به اينكه عبادات توقيفه هستند ،‌يعني مسلمانان مكلفند بطوريكه از طريق شرع انور وارد شده خدا را عبادت نمايند ، و هيچكس را حق تشريع نيست ،‌و با قياس و استحسان در احكام نمي‎توان زياد و كم كرد .
اذان اقامه هم از عبادتهاي مستحبه ايستكه فقراتش در شريعت ضبط شده است . نه از آن مي‎توان كاست و نه بر آن مي‎توان افزود حذف فقره‎ي حي علي خير العمل وگفتن الصلوه خير من النوم هر دو بدعت و ضلال و تشريع باطل بوده و در هر حال موجب فساد اذان و اقامه و مستوجب عقاب گوينده مي‎باشد .
اما به اتفاق علماي اسلام و فقهاي جعفري كلام زايد در اذان و اقامه بغير قصد ،‌زياني ندارد و سبب بطلان و فساد نمي‎شود . مثلا در اثناي اذان بدون ضرورت هم،‌صحبتهاي كوتاه با دوست و بيگانه و حتي راندن و صدا كردن حيوانات ضرري به اذان نمي‎رساند و بدعتي نيست اگر چه نمازگذار عادت داشته باشد و هميشه در اثناي اذان و اقامه بدون فاصله‏ي زياد و خروج از صورت عبادت صحبت كند باز هم به اتفاق علماي شيعه مانعي ندارد .
بنابر اين ،اين مقدس حلال زاده چگونه گفتن (اشهدان امير المؤمنين عليا ولي الله) را به قصد استحباب و رجحان ،بدعت و مبطل اذان و اقامه و موجب عقاب و عذاب مي‏پندارد ؟00
علاوه بر اين آوردن اعمال مستحبي را در نماز و عبادتهاي واجبه مشروع مي‏داند، اما آوردن اين كلمه‏ي مباركه و فقره‏ي راحجه‏ي (علي ولي الله) را ،در عمل مستحبي بدعت و گناه مي‏پندارد؟.
(ان هو الا زور و بهتان مبين) و گذشته از آنها فرمايش حضرت امام جعفر صادق  در روايت مشهور (اذ قال احد كم لاالاه الا الله محمد رسول الله فليقل امير المؤمنين هر گاه يكي از شما لا اله الا الله و محمد رسول الله بگويد ،بايد بگويد علي امير المؤمنين )، گفتن علي ولي الله را در همه جا مشروع مي‏كند ،و اگر افاده‏ي وجوب نكند لااقل افاده‏ي استجاب و رجحان خواهد كرد. به دليل صلاحيت عموم در مشروعيت خصوص چنانكه صاحب جواهر مي‏نويسد.
بلكه برخي از علماي ابرار و فقهاي اخيار ،ذكر شهادت ثالثه را به قصد رجحان در تشهد و نماز هم جايز و مستحب دانسته‏اند ،چنانكه حضرت آيه الله الشيخ مرتضي آل ياسين صريحاً مي‏نويسد واز فتواي حضرت آيه الله شيرازي نيز همين معني فهميده مي‏شود. و از برخي از ثقات شنيده‏ام كه از حضرت آيه الله شيرازي بزرگ نيز استفتا نموده‏اند و ايشانهم شهادت بر ولايت را به قصد رجحان در تشهد فتوا داده‏اند . علاوه بر همه‏ي اينها اتفاق مجتهدين شيعه و فقهاي جعفريه و مراجع معظم ، درگفتن (علي امير المؤمنين ولي الله) در اذان و اقامه ، بطور استحباب و رجحان ،ثابت ، و برخي نيز علاوه نمودن (و اولاده المعصومين ) را راحج و مستحب دانسته‎اند .
اكنون اسامي حضرات فقهاي اماميه را كه داخل كردن فقره‎ي شريفه‎ي علي ولي الله را در اذان و اقامه راحج و مستحب دانسته و در رساله‎هاي خود مرقوم داشته و خودشان نيز به آن تلفظ فرموده اند ذكر مي‎نمائيم .

ذكر فتاوي حضرات مجتهدين عظام راجع بفقره شريفه علي ولي الله در اذان و اقامه
1ـ فرمايش حضرت امام شيعيان و استاد و پيشواي عالميان ابو عبد الله امام جعفر صادق عليه السلام و اوراحنا فداه در خبر قاسم مرويه در احتجاج طبرسي « اذا قال احدكم لا اله الا الله محمد رسول الله فليقل علي امير المؤ‌منين » و اخبار ديگر .
2ـ مرحوم (صاحب جواهر)‌ در رساله‎ي نجات العباد كه از طرف مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراساني اعلي الله مقامه بر آن حاشيه نوشته شده ،‌ چنين مي‎فرمايد :‌ مستحب است صلوات بر محمد و آل محمد (ص)‌ موقع ذكر اسم شريف آنحضرت ، و اكمال شهادتين با شهادت به ولايت حضرت امير المؤ‌منين (ع)‌ در اذان و غيره .
3ـ و ايضاً‌ در رساله‎ي مرحوم صاحب جواهر كه در سنه‎ي 1318 هجري به طبع رسيده ،‌و از طرف حضرت آيه الله ميرزا حسن شيرازي كبيره ،‌ و حضرت آيه الله شيخ مرتضي انصاري ،‌ و حضرت آيه الله شيخ محمد طه بر آن حاشيه نوشته شده ،‌ايضا استحباب شهادت ثالثه (علي ولي الله) در اذان و اقامه مذكور است .
4ـ در رساله‎ي مرحوم شيخ مرتضي انصاري اعلي الله مقامه كه به فارسي نوشته شده ،‌ايضا ذكر ولايت در اذان و اقامه همان طور است .
5ـ و در رساله‎ي شيخ شربياني ايضا همانطور است .
6ـ‌ و در رساله‎ي آيه الله مرحوم سيد مهدي سيد حيدر نيز ،‌ راجع به استحباب شهادت ثالثه در اذان و اقامه اينطور است :‌ مستحب است شهادت به حضرت علي بولايت و امير المؤ‌منين بعد از شهادتين نه به قصد جزئيت .
7ـ و حضرت آنه الله ميرزا محمد تقي شيرازي در رساله‎ي عربيه‎ي خود راجع به شهادت ثالثه چنين من‎نويسد و عينا ترجمه مي‎شود :‌آري مستحب است صلواه بر محمد و آل محمد  موقع ذكر اسم شريف آنحضرت و اكمال شهادتين با شهادت بر علي (ع)‌ به ولايت و امير المؤ‌منين در اذان و غيره .
8ـ‌ و در رساله‎ي حضرت آيه الله العظمي السيد محسن حكيم مسمي بمنهاج الصالحين ايضا همانطور است .
9ـ و در رساله‎ي مرحوم ميرزا حسين نائيني ايضا همانطور است .
10ـ و در رساله‎ي فارسي حضرت آيه الله مرحوم سيد كاظم يزدي اعلي الله مقامه نيز همانطور است .
11ـ و در رساله‎ي مرحوم حسين بن محمد الحسيني ايضا همانطور است .
12ـ وحضرت آيه الله العظمي مولانا الحاج ميرزا علي آقا احقاقي اسگوئي در رساله‎ي منهاج الشيعه چنين مي‎فرمايد :‌ مستحب مؤكد است شهادت به ولايت حضرت ولايت مآب اميرالمؤمنين (ع) بعد از شهادت به نبوت زيرا ركن اعتقاد و ايمان ومابه الامتياز حق از باطل است .
13ـ و حضرت آيه الله سيد ميرزا حسن لواساني چنين مي‎فرمايد :‌ و اگر زياد كرد بعد از آن ( يعني بعد ازشهادتين )‌به اينكه بگويد ( اشهد ان امير المؤ‌منين و ابناءه المعصومين حجج الله )‌ يكمرتبه و يا دو مرتبه در اذان و اقامه عيبي ندارد و بلكه اكمال شهادتين است ولي جزء‌ ضروري نيست .
14ـ‌ و در رساله‎ي حضرت آيه الله فيروز آبادي نيز همانطور است .
15ـ و در رساله‎ي حضرت آيه الله شيخ عبدالله ممقاني مسمي بمنهج الرشاد نيز همانطور است .
16ـ و در رساله‎ي آيه الله مرحوم حاج آقا حسين قمي نيز همانطور است .
17ـ و حضرت آيه الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي چنين مي‎فرمايد و عين عبارت نقل مي‎شود :‌ شهادت بر ولايت حضرت امير (ع) جزء اذان نيست ولكن به قصد رجحان آن و بعد از ذكر حضرت رسول  خوبست .
18ـ‌ وحضرت آيه الله سيد عبدالهادي شيرازي مي‎نويسد و مستحب است شهادت بر علي عليه السلام به ولايت و امير المؤمنين بعد از شهادتين در اذان و اقامه و غيرهما ،‌و براي شما است اجر عظيم و ثواب جزيل جهت ذكر آن بدليل اخبار و فتاوي علماء اخيار و الله الهادي سواء الي السبيل الله
19ـ و در رساله‎ي حضرت آيه الله سيد حسن صدر مسمي (بمسائل مهمه) اينطور است :‌ و مستحب اس تصلوات بر محمد و آل محمد موقع ذكر اسم شريف آنحضرت و شهادت بر علي (ع)‌ بر ولايت و امير المؤمنين در اذان و اقامه .
20ـ وحضرت آيه الله شيخ محمد حسن مظفري در رساله‎ي (و جيزه المسائل) چنين مي‎فرمايد :‌ و مستحب است صلوات بر محمد و آل محمد  موقع ذكر اسم شريف آنحضرت . و بعد از شهادتين شهادت به حضرت علي (ع) به امير المؤ‌منين زيرا حضرت صادق (ع) مي‎فرمايد :‌ ( اذا قال احدكم لا اله الا الله الي آخره … )
21ـ و مرحوم آيه الله آقا سيد محمد حجه كوه كمري اعلي الله مقامه مي‎فرمايد :‌ گفتن به قصد اذان و استجاب به خصوصه بدعت است و اما اگر بدون قصد اذان و خصوصيت مورد شهادت به ولايت مثل ذكر فضائل ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين هميشه خوب و مستحسن است خصوص بعد از ذكر حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله. و الله العالم .
22ـ و مرحوم حاج آقا رضا همداني در كتاب (مصباح) قسمت صلوه ،‌بعد از اينكه قول صدوق عليه الرحمه را در اين باب نقل كرده چنين مي‎فرمايد . « و اگر شيخ مفيد و علامه اين اخبار را از شذو ذات به حساب نياورده بودند و صدوق ادعاء وضع آنها را نمي‎كرد ممكن بود كه ملتزم شويم بر اينكه شهادت بر ولايت و امارت حضرت امير المؤمنين (ع) و ذكر محمد و آله خير البريه از اجزاء مستحبه‎ي اذان و اقامه است .
23ـ و حضرت سند الاعلام حجه الاسلام آقا ميرزا محمد آقا ثقه الاسلام در رساله‎ي عمليه‎ي خود چنين مي‎فرمايد :‌ اما شهادت بر ولايت ـ ومحمد و آله خيرالبريه . جزء اذان نيست و به قصد جزئيت نبايد گفت ولي با قصد قربت مطلقه و استحباب جايز است اگرچه بعضي از علماء اعلام پاره‎ي روايات وارده در اين باب را شاذ گفته‎اند ولي بعضي روايات خصوصاً خبر قاسم المروي عن اختجاج الطبرسي عن ابي عبدالله عليه السلام ( اذا قال احدكم لا اله الا الله محمد رسول الله فليقل علي امير المؤمنين من باب امتثال بعضي عمومات ،‌دلالت بر استحباب دارد چنانچه اولي و احوط آنستكه صلوات بفرستد بر محمد و آل او بعد از شهادت بر رسالت .
24ـ مرحوم صاحب رياض در كتاب رياض مي‎فرمايد :‌ از بعضي اخبار استفاده مي‎شود كه شهادت بر ولايت پس از شهادت بر رسالت مستحب است .
25ـ شهيد اول و شهيد ثاني اعلي الله مقامهما در كتاب لمعه‎ي دمشقيه پس از اينكه فصول اصلي اذان و اقامه را ذكر مي‎كنند چنين مي‎فرمايند :‌ و جايز نيست اعتقاد به جزئيت غير اين فصول مانند شهادت بر ولايت و ذكر محمد و آله خير البريه و اگرچه در واقع و حقيقت امر چنين است ،‌و بالجمله اينها از احكام ايمان است نه از فصول اذان و اگر كسي اين دو فقره را گفت ولي نه بقصد جزئيت عيبي ندارد .
26ـ شيخ طبرسي اعلي الله مقامه در كتاب احتجاج مي‎فرمايد : و اگر مؤذن و يا اقامه‎گو شهادت ثالثه ر ادر ضمن اذان و اقامه گفت ولي نه به قصد جزئيت بلكه به قصد تبرك گناهي نكرده زيرا حضرات علماء سخن گفتن را در اثناي اذان و اقامه جايز دانسته‎اند تا چه رسد به شهادت ثالثه كه از اشراف ادعيه و اذكار است .
27ـ مرحوم صاحب حدايق قول شيخ طبرسي را در كتاب مذكور تصديق فرموده و گفته است (و هو جيد) يعني خيلي خوبست.
28ـ مرحوم صاحب جواهر در كتاب جواهر مي‎فرمايد مانعي ندارد ذكر شهادت ثالثه در اذان و اقامه ولي نه به‌قصد جزئيت به جهت عمل به خبر مزبور و ذكر شهادت ثالثه ضرري مه موالات و ترتيب اذان و اقامه نمي‎رساند بلكه مثل صلوات بر محمد و آل محمد است . تا اينكه مي‎فرمايد :‌ بلكه اگر مسالمت اصحاب نبود ممكن بود ادعاي جزئيت شهادت ثالثه بنا بر صلاحيت عموم در مشروعيت خصوص .
29ـ‌ مرحوم بحرالعلوم در منظومه‎ي خود راجع به استحباب شهادت ثالثه چنين مي‎فرمايد :‌
و اكمل الشهادتين بالتي قد اكمل الدين بها في المله
يعني وشهادتين را كامل كن با چيزيكه دين به وسيله‎ي آن كامل شده است (‌يعني به وسيله اقرار بر ولايت حضرت امير المؤمنين (ع) )
30ـ حضرت آيه الله مرحوم الحاج ميرزا موسي آقا احقاقي اسگوئي اعلي الله مقامه در رساله‎ي لطائف الدرر چنين مي‎فرمايد :‌ و اما شهادت به ولايت حضرت امير المؤمنين (ع) بعد از شهادت به رسالت اگرچه جزء‌ اذان و اقامه نيست ولكن ركن دين و ايمان است و مستحب است گفتن آن در اذان و اقامه .
31ـ‌ حضرت آيه الله العظمي شيخ مرتضي آل ياسين در تعليقه‎ايكه بر كتاب ( صحيفه البيضاء‌ عربي تاليف حضرت خطيب شهير السيد عبد اللطيف ادام الله بقائه . چاپ بغداد ) نوشته‏اند وعين مكتوب حضرتشان در كتاب نامبرده مندرج است ، راجع به شهادت ثالثه در اذان و اقامه و غيره چنين مي‏فرمايد: و عينا ترجمه مي‏شود : و اما حضرت جد و حضرت والد و حضرت اخ قدس الله اسرار هم پس همه‏ي آنها متفق‏اند بر مشروعيت شهادت ثالثه در هر يك از اذان و اقامه اگر به قصد جزئيت نباشد . و همينطور است رأي من در مسأله بلكه ذكر شهادت ثالثه مستحب است مطلقاً حتي در نماز .

اسامي حضرات علما ، و مجتهدين كه ذكر شهادت ثالثه را در اذان و اقامه مستحب دانسته‎اند بطور اجمال
1 ـ حضرت آيه الله مرحوم محمد باقر مجلسي
2 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ يوسف بحراني
3 ـ حضرت آيه الله مرحوم الاغاالبهبهاني
4 ـ حضرت آيه الله مرحوم بحر العلوم
5 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ جعفر كبير
6 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ محمدرضا نجف
7 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد علي طباطبائي
8 ـ حضرت آيه الله مرحوم محقق قمي
9 ـ حضرت آيه الله مرحوم نراقي
10 ـ حضرت آيه الله مرحوم ميرزاي كرباسي
11 ـ حضرت آيه الله مرحوم صاحب جواهر

22ـحضرت آيه‎الله مرحوم ميرزا محمدتقي حجه‎الاسلام تبريزي
23ـحضرت آيه‎الله مرحوم ميرزا اسماعيل حجه‎الاسلام تبريزي
24 ـ حضرت آيه الله مرحوم فاضل ايرواني
25 ـ حضرت آيه الله مرحوم زين العابدين حائري
26 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزاي شيرازي
27 ـ حضرت آيه الله مرحوم شهرستاني
28 ـ حضرت آيه الله مرحوم محمد علي ابن صاحب حاشيه
29 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد اسماعيل نوري
30 ـ حضرت آيه الله مرحوم شرياني
31 ـ حضرت آيه الله مرحوم حاج آغار رضا همداني
32 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ محمد طه
33 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ حسن
34 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد محمد بحر العلوم
48ـحضرت‎آيت‎الله‎مرحوم حاج سيد مصطفي حائري اسگوئي
49ـ حضرت آيت‎ الله مرحوم سيد مهدي حيدر
50 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد كاظم يزدي
51 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي
52 ‌ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد اسماعيل صدر
53ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ الشريعه
54 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ احمد كاشف الغطاء
55 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ عبد النبي نوري
56 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد فيروز آبادي
57 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ شعبان رشتي
58 ـ‌ حضرت آيت الله مرحوم شيخ عبدالله ممقاني
59 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد حسن صدر
60 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ موسي اردبيلي
74 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا محمد باقر احقاقي اسگوئي
75 ـ حضرت‎ آيت‎ الله‎ مرحوم‎ الحاج ميرزا موسي احقاقي اسگوئي
76 ـ حضرت آيت الله العظمي الحاج ميرزا علي‎آقا احقاقي اسگوئي
77 ـ حضرت آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي
78 ـ حضرت آيت العظمي سيد محسن آل حكيم
79 ـ‌ حضرت آيت الله العظمي ميرزا محمد ثقه الاسلام
80 ـ حضرت آيت الله العظمي السيد حسين الحمامي
81 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد محمد جود تبريزي
82 ـ‌ حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسن مظفر
12 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ مرتضي انصاري
13 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم شيخ مشكور جولاوي
14 ـ حضرت آيه الله مرحوم ملا آقا دربندي
15 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم شيخ مهدي خالصي
16 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم سيد علي بحرالعلوم
17 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد حسين الترك
18 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ جعفر شوشتري
19 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم ميرزا محمد حسن قمي
20ـ حضرت آيه الله مرحوم آخوند ملامحمد حجه الاسلام تبريزي
21 ـ حضرت آيه الله مرحوم ميرزا محمد حسين حجه الاسلام تبريزي

35 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا حسين خليلي
36 ـ حضرت آيه الله مرحوم آخوند محمد كاظم خراساني
37 ـ‌حضرت آيه الله مرحوم حاج ميرزا شفيع ثقه الاسلام
38 ـ‌ حضرت آيت الله مرحوم حاج ميرزا موسيب ثقه الاسلام
39 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ عبدالله مازندراني
40 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ محمد تقي آقا نجفي
41 ـ حضرت آيه الله مرحوم ملا محمد علي امامي
42 ـ حضرت آيه الله مرحوم حاج ميرزا علي آقا طباطبائي
43 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا رضا آقا معين الاسلام
44 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا احمد آقا عميد الاسلام
45 ـ حضرت آيت الله مرحوم ابوالقاسم اردو بادي
46 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا محمد علي چهاردهي
47 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد جواد جولاوي
61 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد ابو خمسين
62 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد ابن عيثان
63ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ موسي ابو خمسين
64 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد مهدي صدر
65 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزاي نائيني
66 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني
67 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد حسين اصفهاني
68 ـ حضرت آيت الله مرحوم حاج آقا حسين قمي
69 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمدرضا آل ياسين
70 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد صدرالدين صدر
71 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ عبدالحسين رشتي
72 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمدحسين كاشف الغطا
73 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد حجت كوه كمري
83 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد عبد الهادي شيرازي
84 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ عبد الكريم زنجاني
85 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ حسين حلي
86 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي
87 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد علي مدد
88 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد محمود شاهرودي
89 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد آغا شيرازي
90 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد محمد بغدادي
91 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ مرتضي آل ياسين
92 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ حسن خاقاني
93 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ علي كاشف الغطاء

و صدها حضرات حجج الاسلام و مراجع بزرگوار كه فعلا اسماء شريفشان در خاطرم نيست
اسامي اشخاصيكه شهادت ثالثه را از اذان و اقامه حذف مي‎كنند
1 ـ حنفي
2 ـ شافعي
3 ـ مالكي
4 ـ‌ حنبلي
5 ـ وهابي
6 ـ آنانكه در اقساط شهادت ثالثه با نامبردگان فوق همكاري مي نمایند
نقل از صفحه 23 كتاب صحيفه البيضاء‌ تأليف خطيب شهير السيد عبداللطيف ( چاپ بغداد )‌ كه از طرف حضرت آيه الله السيد عبدالهادي حسيني شيرازي و حضرت آيه الله السيد مهدي حسيني شيرازي و حضرت آيه الله الشيخ مرتضي ال ياسين ادام الله ظلمهم العالي بر آن تقريظ نوشته شده است .
( مستحب در واجب )‌
اولين مستحب در نماز استعاذه‎ي نمازگزار است بعد از تكبيره الاحرام و قبل از قرائت به اين كيفيت كه بگويد (‌ اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم )
دوم ـ‌ مستحب است تكبير نمازگزار در موقع رفتن به ركوع و سجود و سربرداشتن از آنها به اين كيفيت كه بگويد ( الله اكبر )‌ بنابراين نمازگزار در هر نماز چهار ركعتي بيست مرتبه و در هر نماز سه ركعتي پانزده مرتبه و در هر نماز دو ركعتي ده مرتبه بايد بطور استحباب الله اكبر بگويد .
سوم ـ‌ مستحب است قنوت در قيام دوم قبل از ركوع ولو با خواندن يك آيه از قرآن كريم .
چهارم ـ‌ مستحب است گفتن ( سمع الله لمن حمده )‌ و يا (‌ الحمدلله رب العالمين )‌ پس از بلند كردن سر از ركوع
پنجم ـ‌ مستحب است صلوات بر محمد و آل محمد در ركوع و سجود بعد از ذكر
ششم ـ مستحب است گفتن ( الحمد لله ) و يا ( بسم الله و خير الاسماء‌ لله )‌ قبل از تشهد و پس از بلند كردن سر از سجده‎ي دوّم
هفتم ـ‌ مستحب است استغفار بعد از تسبيحات اربع در دركعت سوم و چهارم
هشتم ـ مستحب است تثليث و يا تخميس و يا تسبيع تسبيحات كبريات الي فوق ذلك در صورتيكه واحب همان تسبيح اولست
نهم ـ مستحب است گفتن (‌ بحول الله و قوته اقوم و اقعد )‌
دهم ـ مستحب است دعاء‌ در مواضع مختلف نماز مخصوصا پس از سجده‎ي اخري
يازدهم ـ مستحب است صلوات بر محمد و آل محمد موقع ذكر اسم شريف آنحضرت در هر موضعي از مواضع نماز اتفاق افتاد.
دوازدهم ـ مستحب است گفتن ( السلام عليك ايها النبي ) درصورتيكه از توابع تشهد است .
اين دوازده مستحب است در خود نماز و اگر مانعين شهادت ثالثه دليل مي‎آورند كه گفتن ( اشهد ان امير المؤمنين عليا ولي الله ) در اذان و اقامه سبب مي‎شود كه جهال به جزئيت آن قائل شوند پس سزاوارتر آن بود كه ذكر مستحبات دوازده گانه فوق را از نماز منع نمايند زيرا غالب جهال مستحبات وق را جزء نماز مي‎دانند و بديهي است كه گفتن مستحبات مزبور به قصد جزئيت مبطل نماز است . پس به چه سبب اين مستحبات را از نماز كه واجب است منع نمي‎كنند ولي مستحب در مسبحب ر اكه شهادت بر ولايت است در اذان و اقامه منع مي‎نمايند . در صورتيكه بنابر رأي مرحوم مجلسي و امثال او اگر كسي به جزئيت ( اشهد ان عليا ولي الله ) در اذان و اقامه معتقد باشد مانعي ندارد . و نيز اگر كسي در اثناي اذان و اقامه صحبت خارجي كند اذان و اقامه باطل نمي‎شود ولي تكلم در اثناي نماز مبطل نماز است ( تمام شد نقل از كتاب صحيفه البيضاء ) فاعتبروا يا اولي الابصار .
بعد از اينهمه مقدمات حالا هر مقدس نمائي كه در گفتن علي ولي الله در اذان و اقامه توقف كند و يا در جايز بودن و رجحان آن شك و ترديد داشته باشد و يا ببهانه‎ي اتفاق اسلام و جلب قلوب اهل تسنن و يا شاد كردن ارواح سران مذاهب اربعه و تبعيت كردن از ايشان آن كلمه‎ي مقدس را حذف و اسقاط نمايد حتما از ذريه‎ي حضرات مقدسين نهروان تشريف دارد و در نطفه‎ي او بدون شك علل و خللي است . برادران اهل تسنن كلمه‎ي (الصلوه خير من النوم)‌ را كه از بدعتهاي خليفه‎ي دوم است حتي محض رضاي حضرت حق و موافقت كتاب و سنت از اذان خويش بر نمي‎دارند . ولي اين مرد ساده‎ي شيعه نما مي‎گويد ما به خاطر اتحاد و يگانگي شهادت بر ولايت را كه با كتاب و سنت موافق و طبق فرموده‎ي حضرت امام جعفر صادق (ع)‌ است حذف و اسقاط مي‎نمائيم .
ضعف نفس و ضعف ايمان و ضعف اركان را بيگريد وقل الحق من ربكم فمن شاء‌ فليكفر انا اعتدنا للظالمين نارا احاط بهم سرادقها و ان يستغيثوا يغاثوا بماء‌ كالمهل يشوي الوجوه بئس الشراب و سائت مرتفقا . ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات انا لا نضيع اجر من احسن عملا ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربكم فامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و كفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه علي اميرالمؤمنين و اولاده المعصومين و فاطمه الصديقه الطاهره صلوات الله عليهم اجمعين و السلام علي من اتبع الهدي
تبريز ـ‌ خادم الشريعه الغراء‌ الحقر حاج ميرزا عبدالرسول احقاقي اسكوئي
سال 1334 شمسي موافق 1375 قمري

اسامي حضرات علما ، و مجتهدين كه ذكر شهادت ثالثه را در اذان و اقامه مستحب دانسته‎اند بطور اجمال
1 ـ حضرت آيه الله مرحوم محمد باقر مجلسي
2 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ يوسف بحراني
3 ـ حضرت آيه الله مرحوم الاغاالبهبهاني
4 ـ حضرت آيه الله مرحوم بحر العلوم
5 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ جعفر كبير
6 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ محمدرضا نجف
7 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد علي طباطبائي
8 ـ حضرت آيه الله مرحوم محقق قمي
9 ـ حضرت آيه الله مرحوم نراقي
10 ـ حضرت آيه الله مرحوم ميرزاي كرباسي
11 ـ حضرت آيه الله مرحوم صاحب جواهر

22ـحضرت آيه‎الله مرحوم ميرزا محمدتقي حجه‎الاسلام تبريزي
23ـحضرت آيه‎الله مرحوم ميرزا اسماعيل حجه‎الاسلام تبريزي
24 ـ حضرت آيه الله مرحوم فاضل ايرواني
25 ـ حضرت آيه الله مرحوم زين العابدين حائري
26 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزاي شيرازي
27 ـ حضرت آيه الله مرحوم شهرستاني
28 ـ حضرت آيه الله مرحوم محمد علي ابن صاحب حاشيه
29 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد اسماعيل نوري
30 ـ حضرت آيه الله مرحوم شرياني
31 ـ حضرت آيه الله مرحوم حاج آغار رضا همداني
32 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ محمد طه
33 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ حسن
34 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد محمد بحر العلوم
48ـحضرت‎آيت‎الله‎مرحوم حاج سيد مصطفي حائري اسگوئي
49ـ حضرت آيت‎ الله مرحوم سيد مهدي حيدر
50 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد كاظم يزدي
51 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي
52 ‌ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد اسماعيل صدر
53ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ الشريعه
54 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ احمد كاشف الغطاء
55 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ عبد النبي نوري
56 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد فيروز آبادي
57 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ شعبان رشتي
58 ـ‌ حضرت آيت الله مرحوم شيخ عبدالله ممقاني
59 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد حسن صدر
60 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ موسي اردبيلي
74 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا محمد باقر احقاقي اسگوئي
75 ـ حضرت‎ آيت‎ الله‎ مرحوم‎ الحاج ميرزا موسي احقاقي اسگوئي
76 ـ حضرت آيت الله العظمي الحاج ميرزا علي‎آقا احقاقي اسگوئي
77 ـ حضرت آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي
78 ـ حضرت آيت العظمي سيد محسن آل حكيم
79 ـ‌ حضرت آيت الله العظمي ميرزا محمد ثقه الاسلام
80 ـ حضرت آيت الله العظمي السيد حسين الحمامي
81 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد محمد جود تبريزي
82 ـ‌ حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسن مظفر
12 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ مرتضي انصاري
13 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم شيخ مشكور جولاوي
14 ـ حضرت آيه الله مرحوم ملا آقا دربندي
15 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم شيخ مهدي خالصي
16 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم سيد علي بحرالعلوم
17 ـ حضرت آيه الله مرحوم سيد حسين الترك
18 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ جعفر شوشتري
19 ـ‌ حضرت آيه الله مرحوم ميرزا محمد حسن قمي
20ـ حضرت آيه الله مرحوم آخوند ملامحمد حجه الاسلام تبريزي
21 ـ حضرت آيه الله مرحوم ميرزا محمد حسين حجه الاسلام تبريزي

35 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا حسين خليلي
36 ـ حضرت آيه الله مرحوم آخوند محمد كاظم خراساني
37 ـ‌حضرت آيه الله مرحوم حاج ميرزا شفيع ثقه الاسلام
38 ـ‌ حضرت آيت الله مرحوم حاج ميرزا موسيب ثقه الاسلام
39 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ عبدالله مازندراني
40 ـ حضرت آيه الله مرحوم شيخ محمد تقي آقا نجفي
41 ـ حضرت آيه الله مرحوم ملا محمد علي امامي
42 ـ حضرت آيه الله مرحوم حاج ميرزا علي آقا طباطبائي
43 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا رضا آقا معين الاسلام
44 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا احمد آقا عميد الاسلام
45 ـ حضرت آيت الله مرحوم ابوالقاسم اردو بادي
46 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزا محمد علي چهاردهي
47 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد جواد جولاوي
61 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد ابو خمسين
62 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد ابن عيثان
63ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ موسي ابو خمسين
64 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد مهدي صدر
65 ـ حضرت آيت الله مرحوم ميرزاي نائيني
66 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني
67 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمد حسين اصفهاني
68 ـ حضرت آيت الله مرحوم حاج آقا حسين قمي
69 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمدرضا آل ياسين
70 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد صدرالدين صدر
71 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ عبدالحسين رشتي
72 ـ حضرت آيت الله مرحوم شيخ محمدحسين كاشف الغطا
73 ـ حضرت آيت الله مرحوم سيد محمد حجت كوه كمري
83 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد عبد الهادي شيرازي
84 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ عبد الكريم زنجاني
85 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ حسين حلي
86 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي
87 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد علي مدد
88 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد محمود شاهرودي
89 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد آغا شيرازي
90 ـ حضرت آيت الله العظمي سيد محمد بغدادي
91 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ مرتضي آل ياسين
92 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ حسن خاقاني
93 ـ حضرت آيت الله العظمي شيخ علي كاشف الغطاء
و صدها حضرات حجج الاسلام و مراجع بزرگوار كه فعلا اسماء شريفشان در خاطرم نيست

 
جستجو در مطالب سایت
امکانات
امروز : دوشنبه 19 آذر 1397
فید آر.اس.اس مطالب سایت