موضوعات سایت
spa
spa 1- حضرت آیت‌الله المعظم حاج میرزا عبدالرسول احقاقی(ره)
spa 10- حضرت آیت الله میرزا محمد تقی حجه الاسلام (نیر)
spa 11- حضرت آیت الله میرزا محمد حسین حجه الاسلام
spa 12- حضرت آیت الله میرزا اسماعیل حجه الاسلام
spa 13- حضرت آیت الله میرزا ابوالقاسم حجه الاسلام
spa 14- حضرت آیت الله میرزا علی ثقه الاسلام (شهید)
spa 15- حضرت آیت الله میرزا فتح الله ثقه الاسلام
spa 16- حضرت آیت الله حاج میرزا عبدالله ثقه الاسلام
spa 17- حضرت آیت الله میرزا حسن گوهر
spa 18- ادعیه (دعاها)
spa 19- نماز شب
spa 2- حضرت آیت الله المعظم میرزا حسن احقاقی (ره)
spa 3- حضرت آیت الله المعظم میرزا علی حایری احقاقی(ره)
spa 4- حضرت آیت الله المعظم میرزا موسی حایری احقاقی(ره)
spa 5- حضرت آیت الله المعظم آخوند میرزا محمد باقر حایری اسکویی(ره)
spa 6- حضرت آیت الله المعظم آخوند میرزا محمد سلیم حایری اسکویی(ره)
spa 7- حضرت آیت الله المعظم میرزا آقا حایری احقاقی (ره)
spa 8- حکیم الهی میرزا عبدالله احقاقی
spa 9- حضرت آیت الله میرزا محمد حجه الاسلام تبریزی(ممقانی)
spa جوابیه
spa حضرت آیت الله فقیه سبزواری ( یکی از اساتید امام مصلح)
spa زیارت نامه ها
spa گالزی عکس
 
Print
مبطلات نماز
مبطل یا باطل کننده های نماز چند امرند که قواطع یعنی قطع کننده ها نام دارند.
اول: حدث اصغر و حدث اکبر
820- هرکدام از حدث ها اکبر یا اصغر در اثنای نماز واقع شود موجب باطل شدن نماز می شود، خواه به عمد و خواه به سهو، اختیاری یا ناچاری (وسلس در این خصوص استثنا شده و حکم آن در کتاب طهارت گذشت) .
دوم: تکفیر
یعنی گذاشتن دست راست بر روی دست چپ ، خواه به روی مرفق و خواه به ساعد،بین آنها حائلی باشد یا نباشد دستها را بالای ناف بگذارد یا پائین آن.
821- تکفیر به هر صورت باشد حرام است و نماز را اگر از روی عمد باشد باطل می کند.
سوم: التفات
822- التفات یعنی با تمام بدن به پشت بر گردد یا به راست یا چپ عمدی باشد، نماز باطل است.
823- هرگاه به طور عمدی بین قبله و راست یا قبله و چپ بگردد بدون اینکه ناچار باشد واجب است نماز را دوبار بخواند.
824- برگشتن تنها با صورت به سمت چپ یا راست موجب باطل شدن نیست، مگر اینکه طولانی شود و انسان را از شکل نماز خارج سازد اگر چه احتیاط در اعاده کردن نماز است در صورتی که التفاوت طولانی نباشد.

چهارم : تکلم کردن
825- تکلم عمدی با حروف مفید یا بیشتر از آن،چه جواب بدهد و چه خطاب کند با اختیار باشد یا بی اختیار همه ی اینها سبب باطل شدن نمازند و خود شخص نیز گناهکار است.
826- حرف واحد مفید فایده نیز موجب بطلان است مانند ق یعنی حفظ کن.
827-تکلم اگر از روی سهو و فراموشی باشد و موجب بطلان نمی شود.
828- آه کشیدن، سرفه کردن، نالیدن نیز موجب بطلان نیست.
829- اگر دوحرف مهمل از نماز گزار سر زد نماز را تمام کرده و از باب احتیاط نمازش را اعاده می کند و بعضی از احکام این مسأله در احکام سهو گذشت.
830- خواندن قرآن در تمامی حالات نماز جایز است، مگر آیات وموارد استثنائی که سابق بر این بیان شد.
831- نفرین شخص مؤمن به خاطر عداوت و دشمنی با او بدون سبب جایز نیست بلکه حرام و موجب بطلان نماز است.
832- ذکری را به قصد آگاه کردن کسی به با صدای معتدل و متوسط گفتن نیز موجب بطلان نمی شود به شرطی که قصد ذکر کند مثلاً بگوید« الله اکبر،الحمدلله،سمع الله لمن حمده،بحول الله و قوته» به خصوص که در محل خود آنها باشد.
پنجم : قهقهه ، یعنی خنده بلند و پشت سر هم
833- قهقهه ی عمدی و اگرچه بی اختیار سرزند موجب بطلان نماز است.
834- هرگاه قهقهه از روی سهو باشد نماز باطل نمی شود و احتیاط تمام کردن نماز و دوباره خواندن آن می باشد.
ششم: گریه با صدای (به خاطر امور دنیوی یا بر مرگ کسی یه صورت عمدی)
835- گریه کردن برای مسائل دنیا یا بر مرگ عمداً اختیاراً در اثنای نماز موجب بطلان آن می شود.
836- گریه بدون صدا یرادی نداردو اگر با اختیار باشد تر ک آن بهتر است.
837- هرگاه گریه با صدا سهوی یا بدون اختیار باشد احتیاط تمام کردن نماز و دوباره خواندن آن می باشد.
838- گریه بر امام مظلوم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام یا گریه از خوف خدای عزوجل یا یاد بهشت و دوزخ موجب بطلان نماز نیست،بلکه از بهترین اعمال می باشد.
هفتم : محو شدن صورت نماز موجب بطلان نماز است.
839- عملی که صورت نماز را محو کند و نمازگزار را از حال نماز خواندن خارج کند ، مانند فعلی زیاد، سکوت طولانی به طوری که بیننده ای خیال کند وی در حال نماز نیست. مثل بعضی از عوام که دستهای خود را زیاد حرکت می دهد و درحال نماز خواندن با تسبیح خود بازی می کند.
به راست و چپ، به این و آن نگاه می کند، اگر اینها از روی عمد باشد احتیاط در تمام کردن و دوباره خواندن است و اما اگر سهوی باشد نمازش صحیح است و چیزی بر وی نیست.
840- در اخبار حرکاتی وارد شده که به نماز ایرادی نمی رساند مانند کشتن مار و عقرب، شپش، مگس، کک، برداشتن کلاه و گذاشتن آن. سنگی به جانب کسی انداختن که متوجه او شود، دو دست به هم زدن زدن برای حاجتی در حال تشهد شیردادن به بچه و بغل گرفتن او، شمردن تعداد رکعات با انشگتری، با سنگریزه که بدست می گیرد و صاف کردن محل سجده با دستهای خود کوبیدن به دیوار به قصد بیدار کردن جوان، پاک کردن خاک از پیشانی و غیره.

841- ایردای نیست در خصوص آنچه در اخبار وارد نشده ولی مشابه آنها است که در بالا گفته شد.
هشتم : خوردن و آشامیدن عمدی
842- خوردن و آشامیدن عمدی هرگاه صورت نماز را محو کند و عرفاً موجب از بین رفتن موالات شود نماز را باطل می کند.
843- خوردن آب جایز است برای کسی که نماز وتر می خواند و تشنه است و قصد روزه بگیرد و ترس دارد صبح شود،حتی اگر بعه یک یا دو قدم راه رفتن باشد به طوری که در اخبار آمده است.
844- مکیدن چیز اندک که در دهان تدریجاً آب می شود و از بین می رود ایرادی ندارد.
845- بلعیدن بقیه ی غذا که در گلو، بین دندانها و دهانش مانده ایرادی ندارد.
نهم: آمین گفتن
846- گفتن عمدی آمین پس از پایان سوره ی حمد ، بر امام و بر مأموم و آنکه تنها نماز می خواند نماز را باطل می کند، چه با صدا و چه به صدا باشد. چنانکه در احکام قرائت گذشت.
847-در بعضی موارد گفتن آمین از باب تقیه، بعد از حمد ایرادی ندارد و ائمه سلام الله علیهم فرموده اند: «اول صف نماز با ایشان باشید و با صدای بلند آمین بگوئید. هرکس چنین کند مانند کسی است که در پیشگاه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به خون خود آغشته شده است.
دهم: زیاد شدن رکن، یا کم شدن آن.
848- زیادی واجب یا ناقص شدن آن به طور عمدی موجب بطلان نماز است، اما اگر سهوی باشد احکامش در مسائل سهو گفته شده است رجوع کنید.
یازدهم : زیاد و کم کردن عمدی واجب
849- زیاد و کم کردن عمدی واجبی سبب باطل شدن نماز می باشد.
بعضی از مکروهات نماز:
850- نماز در حالی که بول و غایط و خواب آلودگی فشار می آورند مکروه است زیرا موجب از بین رفتن اقبال و غفلت آدمی از یاد خدا و نماز می شود.
851- التفات و توجه اندک با صورت و چشم ها به راست و چپ ، بازی با دست و محاسن، در صورتی که فعل کثیر به آنها نگویند،در نماز مکروه است و حکم فعل کثیر گذشت.
852- به صدا در آوردن بند انگشتان آه کشیدن . دهان دره کردن،خمیازه ، کشیدن مو، کندن ناخن، نگاه به قرآن و کتاب و خواندن کمی از آن به طوری که فعل کثیر به آن اطلاق نشود مکروه است.
853- نظر به انگشتر، تصورات نفسی ، غفلت از نماز گوش فرادان به سخن دیگری که بداند چه می گوید مکروه است.
854- دست گذاشتن روی دنبه ی خود، کفش و جوراب تنگ پوشیدن که انسان در فشار و ناراحتی باشد و امثال اینها که موجب عدم اقبال به معبود است و عبادت بدون توجه به آن ذات پاک، معنی ندارد همه کرامت دارند.
مسائل:
855- در مسایل قبلی گذشت که رد سلام واجب ضروری است واگر عمداً ترک کند گناه کرده ولی نماز او باطل نمی شود و واجب است جواب سلام را بشنواند.

856- جواب سلام واجب است اگر سلام دهنده به یکی از این صورتهای چهار گانه «السلام علیک، سلام علیک،السلام علیکم،سلام علیکم » سلام دهد و جوابش نیز عین سلام وی خواهد بود،اگر سلام علیک گفت جوابش سلام علیک است واگر السلام علیک گفت جوابش السلام علیک است.
857- اگر سلام دهنده با صیغه ای غیر از آنها که گذشت سلام بگوید مثلاً «سلامی علیکم یا سلام الله علیک یا السلام علیکما»و نظیر اینها احوط ترک جواب است واگر سلام غلط باشد ردش واجب نیست بلکه جایز هم نیست.
858- جواب سلام واجب کفایی است واگر شخص دیگری جواب سلام را داد بر نمازگزار واجب نیست واگر کسی با نمازگزار نباشد در این صورت جواب سلام واجب عینی است به شرط اینکه سلام دهنده عاقل و بالغ باشد و اگر صغیری باشد که به حد تکلیف نرسیده است یا اگر دیوان باشد یا غیر ممیز جواب سلام نه واجب است و نه جایز.
859- رد سلام در تمامی صورتهای چهارگانه به همان صورتی که داده شده واجب است مثلاً نمی شود در جواب السلام علیک بگوید علیک السلام. البته این حکم نمازگزار است و در غیر نمازگزار جواب سلام به هر نحوی باشد جایز است و واجب نیست صیغه ها مثل هم باشند.
860- جواب سلام برای غیر نمازگزار سزاوار است بهتر از خود سلام باشد، مثلاً سلام دهنده اگر بگوید سلام علیکم ، بهتر است جواب السلام علیکم رحمه الله و برکاته باشد به طوری که ظاهر آیه (فحیوا با حسن منها) همین را می رساند.
861- در جواب سلام نیازی نیست به اینکه با هم دوستی یا رابطه داشته باشند رابطه همان اسلام است هرکس مسلمان باشد حق اسلامی این است که به برادر مسلمان خود سلام بگوید.
862- ابتدا به سلام از مستحبات مؤکد و جواب آن واجب است.
863- آداب و قواعد اسلامی ایجاب می کند سواره بر پیاده ، ایستاده بر نشسته صغیر بر کبیر، جماعت اندک بر جماعت زیاد ،جاهل بر عالم سلام بگوید.
864- ابتداء به کافر و مشرک سلام دادن جایز نیست و اگر او سلام داد بهتر است در جوابش از علی و معنی ضرر قصد کنید یعنی سلام بر ضد تو،زیرا سلام یکی از اسماء الله تبارک و تعالی است.
احکام قضای نماز
865- قضای نمازهای فوت شده واجب روزانه و آیات واجب است ولی قضای نماز جمعه و عید فطر و قربان واجب نیست.
866- قضای نمازهای فوت شده در ایام کودکی ، و در ایام دیوانگی و نمازهائی که در حال بیهوشی تمام وقت از انسان فوت شده واجب نیست.
867- آنکه در حال بیهوشی است اگر در اول وقت حتی اگر به مقدار یک رکعت از نماز را با شرایط لازم در ک کند و نخواند قضای آنها بر او واجب است.
868- همچنین اگر در آخر وقت بهوش آمد و به مقدار همه ی نماز یا یک رکعت با شرایط لازم وقت بود بر او واجب است آن را بخواند یا قضا کند.
869- اگر مست کننده ای نوشیده، یا از دارویی استفاده کرده یا غذایی خورده که موجب بیهوشی است واین موضوع را می دانسته قضای اعمال فوت شده برایش واجب است، خواه (مداوا یا خوردن آن غذای بیهوش کننده) ضروری بوده و خواه نبوده ، با دستور پزشک متخصص بوده یا نه ، حتی اگر از روی جهل، یا فراموشی باشد قضای آنها بر وی واجب است.

870- قضای نمازها بر حایض و بر نفساء واجب نیست اگر همه ی وقت نماز را بگیرد.
871- اگر خانمی دوایی را به عنوان ضرورت بنوشد در حالی که می داند سبب حیض او خواهد شد قضای نمازهای ایام حیض بر او واجب نیست.
872- هرگاه چیز غیر ضروری را مصرف کند و می داند موجب حیض خواهد شد و حیض بیند در این حیض هرچه از او فوت شود قضایش بر او واجب است.
873- حایض و نفساء اگر درموقع طاهر شدن وقتی را داشته باشد که نماز یا حداقل یک رکعت را بتواند با شرایط بخواند واجب است آن را ادا کند و گرنه قضا بر وی واجب است.
874- کافر اصلی نیز اعمال فوت شده در روزگار کفر خود را بعد از مسلمان شدن لازم نیست قضا کند.
875- بر مرتد ملی و فطری قضای نمازهای ایام ارتداد واجب است.
876-مخالف مذهب شیعه نیز پس از تشرف به تشیع ، اعمال گذشته خود را قضا نمی کند، بلی آنچه را به فسق ترک کرده یا مخالف اعتقاد خود عمل کرده آنها را قضا می کند ولی قضای آنها و قضای سایر عبادتها او مستحب است.
877- بر مخالف مذهب تشیع، قضای زکات واجب است، گرچه قبلاً نیز آن را ادا کرده باشد.
878-مسلمان بالغ عاقل عبادتهای فوت شده در ایام بلوغ و عقل خود را قضا می کند.
879- آنکه فاقد طهورین (یعنی آب و خاک) باشد نمازهائی را قضا می کند که از وی فوت شده است وقتی آنها را پیدا کرد گرچه عمل به احتیاط کرده و صورت آن نمازها را به موقع عمل کرده است.
880- قضای نماز به همان ترتیبی که فوت شده واجب است بنابراین جلوتر قضا می کند نمازی را که جلوتر قضا شده و نمازی را که بعداً فوت شده بعد از نمازها ی قبلی قضا می کند. این وقتی است که ترتیب فوت را بداند یا ظن کند پس اگر جاهل به ترتیب باشد مراعات ترتیب واجب نیست و ساقط است.
881- دروقت وسیع جایز است نماز قضا را به تأخیر اندازد و نماز فعلی و حاضررا بخواند.
882- مستحب است نماز فوت شده را جلوتر از نماز فعلی قضا کند اما در صورتی که وقت کم باشد جایز نیست و واجب است نماز وقت را بخواند.
883- هرگاه با توجه به وسعت وقت قصد نمازگزار این بود که قضا را جلو بیاندارد اما از روی فراموشی نماز وقت را شروع کرد اگر محل عدول را نگذشته باشد می تواند به نماز قضا عدول کند. مانند اینکه می خواست نماز صبح را قضا کند ولی ظهر را شروع نمود و در رکعت اول یا دئم بیادش آمد بر وی جایز است به قضای نماز صبح عدول کند.
884- هرگاه در رکعت سوم یا چهارم بیادش آمد نماز را به عنوان ظهر تمام می کند و بعد از آن نماز صبح خود را قضا می کند و همین طور.
885- برکسی که قضای نمازهای واجب را در گردن دارد جایز است نمازهای نافله را بخواند.
886- اگر چه قضای واجبات، از انجام مستحبات به احتیاط نزدیک است ولی موقع زیارت ائمه معصومین سلام الله علیهم در مشاهده مقدسه آن بزرگواران دو رکعت ، یا چند رکعت نماز استحبابی وجود دارد که کمال زیارت با آن می باشد. یا اصلاً جزء زیارت است، بنابراین سزاواراست نماز زیارت خوانده شود تا ناقص نماند، و همین طور است نماز تحیت مساجد خصوصاً مسجد ین اعظمین و مسجد کوفه و سهله، و سزاوار نیست نماز تحیت آنها ترک شود
887- هرگاه در سفر ، وقت نماز داخل شود واجب است نماز را به صورت قصر بخواند و اگر آن را نخواند تا به شهر یا محل اقامت خود وارد شد نماز را تمام می خواند.
888- هرکس در وطن خود باشد و وقت نماز داخل شود بر وی واجب است نماز خود را تمام بخواند، اگر نخواند و به قصد مسافت سفر کند بعد از گذشتن از حد ترخص بر او واجب است نماز چهار رکعتی خود را شکسته بخواند.
889- قضای نمازها را به همان صورتی که می خواند که فوت شده است و اگر در وطن فوت شده در سفر هم باشد تمام می خواند، و اگر در سفر فوت شده اگر چه در وطن باشد قضای آن را شکسته می خواند.

890- همچنین نماز جهری را اگر چه در روز قضا می کند با صدای بلند می خواند و نمازهای اخفاتی را گرچه در شب قضا می کند با صدای آهسته می خواند.
891- قضای نمازهای واجب فوری نیست، ولی تسامح و تنبلی هم سزاوار نیست.
892- قضای نوافل روزانه مستحب است به خصوص نماز شب.
893- هرکس از قضای نافله ها ناتوان باشد به جای هردو رکعت مستحب است یک مد طعام صدقه کند، و اگر ناتوانتر باشد به جای هر چهار رکعت یک مد و ناتوانتر عوض همه نوافل یک مد طعام صدقه کند.
894- در حال حیات نایب گرفتن جهت قضای نمازها و دیگرعبادتها جایز نیست.
895- نایب گرفتن برای اعمال حج جایز است برای کسی که استطاعت داشته ولی به حج خانه خدا نرفته و درحال حاضر به جهت مریضی یا پیری توانایی سفر ندارد.
896- هرکس از استعمال آب در طهارت معذورباشد یا به جهت مرض یا عذرهای دیگر نتواند نماز خود را ایستاده بخواند سزاوار نیست با همین وضع در قضای نمازهای فوتی عجله کند، بلکه در انتظار می برد تا عذرش برطرف شود. مگر اینکه از حصول بهبودی مأیوس شود(که در این صورت نمازهای خود را به هر وضعی که می تواند قضا می نماید)
مسائل مهم:
897- درنزد خدای تعالی بزرگترها مسئول بچه های خود هستند و وظیفه دارند انجا م کارهای نیکو و داشتن اخلاق انسانی و اسلامی ، و به خصوص ادای واجبات روزانه و دیگر عبادتها حتی قضای آنها را به ایشان تعلیم دهند.
898- هرکس نمازهایی از یک وقت مثلاً مغرب را نخوانده باشد و تعداد آنها را نداند آن مقدار قضای نماز مغرب را تکرار می کند تا برایش ظن حاصل شود که ذمه اش بری شده است.
899- هرکس بداند که یکی از نمازهای روزانه درذمه اوست ولی نداند کدام نماز است به نیت ما فی الذمه یک نماز دو رکعتی ویک نماز سه رکعتی و یک نماز چهاررکعتی را قضا می کند. این در حالی است که نماز در وطن ازاو فوت شده باشد.
900-هرگاه بداند که درسفر یکی از نمازهای روزانه از اوفوت شده ولی نداند کدام نماز ،نمازی سه رکعتی و نمازی دورکعتی را به نیت مافی الذمه قضا می کند.
901-در دو مساله فوق مکلف اختیار دارد نمازهای چهاررکعتی و دورکعتی را به جهر بخواند یا اخفات.
902- آنکه از پدری مسلمان یا مادری مسلمان متولد شده اگر نماز را ترک کند و ترک آن را حلال بداند اگر مرد باشد کشته می شود.
903- و اگر زن باشد حبس می شود و در اوقات نماز کتک می خورد تا توبه کند یا بمیرد.
904- تارک الصلوه را اگر از پدر و مادر کافر متولد شده باشد، وادار می کنند توبه کند اگر توبه کرد بهتر و اگر توبه نکرد کشته می شود.

905- تارک الصلوه اگر تنبلی می کند و ترک نماز را حلال نمی شمارد تا سه مرتبه تعزیر و تأدیب می شود اگر باز هم نمازش را ترک کرد کشته می شود.
906- هرگاه میتی نماز یا دیگر عبادتها را ذمه داشته باشد مانند روزه، حج ،خمس ،زکات،اجیر گرفتن شخص مورد اعتمادی برای قضای عبادتهای او واجب است حتی اگر وصیت هم نکرده باشد و مزد و اجرت از اصل مال او پرداخت می شود.
907- قضای عبادتهای فوت شده ی والدین به عهده ی فرزند بزرگتر است، حتی اگر حین فوت پدر بالغ نباشد بعد از رسیدن به بلوغ و عقل از طرف پدرو مادر قضا می کند.
908- اگر میت وصیت کند عبادتهای فوت شده او را با پرداخت اجرت از مال او قضا کنند قضای آنها از گردن فرزند بزرگتر ساقط می شود.
909- اگر فرد نیکو کاری قضای عبادتهایی را که در ذمه ی میت باقی است تبرعاً انجام دهد قضای آنها از فرزند بزرگتر ساقط می شود.
910- بر ولی واجب است نمازهائی را قضا کند که از پدر و مادر فوت شده است نه نمازهایی را که از طریق اجاره یا تعهد از ناحیه دیگران به عهده داشته اند.
911- همین طور است نمازهائی که پدر از پدر و مادرش به عهده داشته است قضای آنها بر ولی واجب نیست.
912- برولی واجب است از طرف پدرو مادر واجباتی را قضا کند که با عذری مانند مرض و غیره از آنها فوت شده است، اما آنچه بدون عذر و به طور عمدی و از روی معصیت ترک کرده اند بر ولی واجب نیست.
913- فرزند بزرگتری که قضای واجبات فوت شده از پدر و مادر بر او واجب است همان است که مستحق حبوه می باشد.
914- هرگاه میت فرزند ذکور بزرگتری نداشته باشد قضای واجبات فوت شده ی او بر دختران واجب نیست، بلکه قضای آنها به عهده ی ولی او است که نسبت به احکام اولویت دارد.
915- هرگاه ولی شک کند که میت قضا در گردن دارد یا نه در این صورت چیزی به عهده ی او نیست.
916- هرگاه ولی بداند که عبادتی از میت فوت شده است و به عهده ی اوست که آن را قضا کند اما نداند که باداشتن عذر شرعی از او فوت شده یا به گناه احوط این است که ولی آن را قضا کند.
917 – اکبر فرزندان همان است که جلوتر از همه از رحم مادر بیرون آمده است اما آنکه نطفه اش جلوتر منعقد شده است خدای صورتگر می داند و تکلیف ما همان است که ظاه می باشد.
918- هرگاه میت دو فرزند پسر اشته باشد که در سن و عقل و بلوغ برابر باشند قضای عبادتها بین آن دو تقسیم می شود.
919- هرگاه یکی بالغ باشد تکلیف به عهده ی اوست گرچه هر دو هم سن باشند.
920- احتیاط این است که ولی خودش ،قضای مافات را انجام دهد مگر اینکه معذور باشد در این صورت جایز است از طرف پدر و مادرش اجیر بگیرد.
921- بر ولی واجب نیست در قضای مافات عجله کند، ولی با احتیاط موافق است.
922- فرزند بزرگتر یا ولی که از طرف مادرش قضا می کند نمازهای جهری را،با جهر می خواند و به ملاحظه ی اینکه از طرف اوست آنها را با اخفات نمی خواند ،پس مدار جهر و اخفات کسی است که قضا را انجام می دهد و نه میت وحکم همین طور است در نماز اجاره ای.

منبع : كتاب احكام الشريعه جلد 2
 
جستجو در مطالب سایت
امکانات
امروز : سه شنبه 29 آبان 1397
فید آر.اس.اس مطالب سایت